|
وبلاگ استهبان آموزشی سرگرمی اخبار
|
||
|
درباره استهبان کشاورزی کار کامپیوتر اخبار سرگرمی آموزش سلامتی دانلود عکس آهنگ جک |
اگه میخای یه ساعت دست بگذاری رو دلت و از خنده این جک ها روده بر
بشی کنی ، کلیک کن
جک جوک لطیفه
یه روز یه ترک بوده
.
.
.
.
.
هنوزم هست .
!!!سر کاری
به تركه ميگن چرا ميري دستشويي در رو نمي بندي ؟ ميگه : نه بابا مي خواي من در رو ببندم كه تو بياي از سوراخ كليد نگام كني
به تركه ميگن با ريسمان جمله بساز مي گه مي تونم انگليسي بگم ؟ مي گن : بابا ايول بگو..
تركه مي گه:نو ريسمان تو پيجينگ....!!!
تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال پنجاه و سه با دو نفر دعوامون شد، البته سال پنجاه و سه دو نفر خيلي بودا .!!!
به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر!
بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه!
ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد
.يك تركه داشت بالاي پشت بام خانه كولر درست مي كرد يكي داد زد غضنفر زنت را برق گرفت . تركه از ناراحتي ميره خودش را از پشت بام پرت ميكنه پايين . بعد با خودش ميگه خونه من برق داشت ؟ يك طبقه ميره پايين ميگه اصلا من خونه داشتم ؟ باز يك طبقه ميره پايين ميگه اصلا من زن نداشتم كه . يك طبقه ديگه ميره پايين ميگه: اه بيا اصلا من كه غضنفر نيستم
یه روز یه افسری جلوی یه ماشین رو می گیره به راننده می گه چون شما کمربند ایمنی بستید اداره کل ایمنی به شما 50000 تومان جایزه می ده حالا شما با این پول چی کار می کنین .راننده می گه من میرم گواهیناممو می گیرم خانومه که بغلش (بغل دستش ) نشستته بوده می گه به حر فاش توجه نکنید هر وقت مسته ازین حرفا می زنه همون موقع یه نفر از عقب ماشین از خواب بیدار میشه می گه :اه گفتم با ماشین دزدی نمیشه فرار کرد یه دفعه یه صدایی از صندوق عقب میاد :هنوز از مرز رد نشدیم!!!!!!!!!!!!!!!
ترکه تو المپيک مقام مياره می گن شما قبل ازينکه مقام بياری به چه مقامی فکر می کردی :می گه : به مقام معظم رهبری
شخصي دعوي خدايي ميكرد. اورا پيش خليفه بردند. او را گفت: پارسال اينجايكي دعوي پيغمبري ميكرد، او را كشتند. گفت: نيك كرده اند كه من او را نفرستاده بودم.
سلطان محمود در مجلس وعظ حاضر بود، طلحك از عقب او آنجا رفت چون
او برسيد واعظ ميگفت كه هركس پسركي را گائيده باشد، روز قيامت پسرك
را برگردن غلامبار هاي نشانند تا او را از صراط بگذراند. سلطان محمود
ميگريست طلحك گفت اي سلطان مگري و دل خوش دار كه تو نيز آنروز
پياده نماني.
يه روز يه تركه زانتيا مي خره ميده يه درشو آبي كنن... از دور نيگا ميكنه ميگه نه نشد!... ميده يه در ديگشو آبي ميكنن ....از دور نيگا ميكنه ميگه نه نشد!... خلاصه ميده همشو آبي ميكنن ميگه: آهان! حالا شد نيسان!!
یک ایرانی و یک آمریکایی قرار گذاشتند به تعداد روزهای تعطیل کشور خود به دیگری پس گردنی بزنند!! آمریکایی اول شروع کرد و همینطور که میزد می گفت: - تولد عیسی, ژانویه, وفات عیسی, عید پک و تعطیلاتش تمام شد و حالا نوبت ایرانی رسید:
- تولد امام اول, دوم, سوم .... دوازده ام و شروع کرد به نام بردن تمام پیغمبرها و تولد و وفات شان در حالیکه آمریکایی داشت از درد فرار میکرد, فریاد زد - کجا در میری؟ هنوز سه ماه تعطیلی موند!!!
خداوند وقتی آسمان را آفريد گفت چه زيباست. زمين را آفريد گفت چه زيباست. مرد را آفريد گفت چه زيباست. زن را آفريد گفت:، اشکال نداره، آرایش میکنه زیبا میشه .
تو یه مهد کودک دختر بچه می پرسه :
خانم معلم دخترای 17 ساله حامله می شن؟
معلم هم می گه آره
دختره دوباره می پرسه
خانم معلم دخترای 15 ساله حامله می شن؟
معلم هم می گه آره
دختره دوباره می پرسه
خانم معلم دخترای 10 ساله حامله می شن؟
معلم هم می گه آره
دختره دوباره می پرسه
خانم معلم دخترای3ساله مثل من چطور؟
معلمه که کلافه شده بود میگه : نه عزیزم دخترای سه ساله حامله نمی شن چطور می گه
یهو : پسره از ته داد می زنه و می گه :
دیدی گفتم حامله نمی شی
بچه ي رشتيه به باباش ميگه چرا عكس بدون لباس مامانيرو گذاشتي رو صفحه ي كامپيوتر؟
رشتيه ميگه هيسسس صداشو در نيار! از اينترنت دانلود ش كردم
ترکه زنگ میزنه به ۱۱۰ می گه ببخشید فرمان و دنده و گاز و ترمز و کلاج ماشین منو دزدیدیندپلیس ۱۱۰ به ترکه می گه ببخشید شما ترکین میگه آره .پلیس بهش می گه پس لطف کنید برید جلوی ماشین بشینید.
غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد.
به یه عرب ميگن تو روز چند تا نون ميخوري ؟! ميگه: 2 تا سنگك, 5 تا لواش , 5تا تافتون...ميگن ايول پس تو بربري نميخوري ؟ عربه ميگه : پس فكر كردي اينارو لاي چي ميزارم ميخورم !!!
يه اصفهانييه تو چايش مگس ميفته درش مياره ميگه تف کن تف کن
اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت:
- همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن
- هر قلوپ نوشابه كه ميخورن به شيشه نگاه ميكنن ببينن تا كجاش رفته
- جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟
- بستني ليواني كه ميخورن حتما درش رو ميليسن
به پدر حسين فهميده ميگن نظرت درباره پسرت چيه؟ ميگه برو بابا هنوز دارم قسط تانك رو ميدم!
تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه: بايد خيلي برم؟!
آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده، هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه: احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!
تومحل غضنفر اينا حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره!
سربازه ميگه:قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!
غضنفر زنش گم شده بوده، ميره به كلانتري اطلاع ميده. افسره نگهبان ازش ميپرسه: خوب مشخصات خانمتون چيه؟ تركه ميگه: يعني چي؟ مشخصات چيه؟! افسره بهش ميگه: ببين، مثلا خانوم من قدش بلنده، موهاش بوره، چشماش آبيه روشنه. غضنفر ميگه: خوبه همينو بدين
غضنفر سر مرز يه عراقيه رو اسير ميگيره. همينجور كه داشته ميبردتش، يه دفعه يه خمپاره ميخوره بغلشون دست عراقيه كنده ميشه. عراقيه ميگه: بگذار من اين دستمو بندازم تو كشور خودم. غضنفر دلش ميسوزه، ميگه باشه. يكم ديگه ميرن، دوباره يه خمپاره ميخوره اون يكي دست عراقيه هم كنده ميشه. باز عراقيه ميگه بگذار من اين دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، غضنفر هم ميگه باشه. بعد يه تركش ديگه ميخوره پاي عراقيه هم كنده ميشه، ورش ميداره ميندازه اونور مرز. يه دفعه تركه تفنگ رو ميذاره روشقيقه يارو ميگه: هوي! فكر نكن من نميفهمم، كم كم داري فرار ميكنيها!
يه لره سوار آسانسورمیشه.
میگه : برای سلامتی آقای راننده صلوات
يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينهزني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده!
اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمهسبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمهسبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفتهس.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه نقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمهسبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!!!
لر ه رو رو ميكنن رئيس صدا و سيما، بعد از دو روز بر كنارش ميكنن. رفيقاش ازش ميپرسند: چي شد؟ ميگه: هيچي فقط وسط اذون آگهي پخش كرديم!!!
سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهمترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيسجمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!
تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيهها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟
به تركه ميگن بچت حشيش ميكشه ميگه حشيش چيه؟ ميگن يه چيزيه كه آدم ميكشه و ميره تو فضا. شب پسرش مياد خونه و تركه بهش ميگه اصغر حشيش ميكشي؟ پسره ميگه نه بابا چطور مگه؟ تركه ميگه خفه شو پدر سگ، مردم تو آسمونا ديدنت!
لره داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسككش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا ميكشيمشون! لره ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!
به یه ترکه میگن تا حالا چین رفتی؟
میگه آره !
میگن خوب یه خیابون معروفش رو نام ببر ببینیم !
یه کم فکر کرد
گفت خیابون شهید بروسلی
ترکه میمیره شب اول قبر 72 نفر میان بالای سرش .
2 نفرشون ازش سوال میکردن هفتاد نفر دیگه هم حالیش میکردن .
اگه دیدی یه جائی یا حسین میگن برو آبگوشت میدن !
ولی اگه دیدی جائی یا علی میگن نرو که دارن ماشین هل میدن !!!
یه روز یه ترکه رو پلیس میخواسته جریمه کنه میگه :
کارت ماشین ، گواهینامه ، بیمه .
ترکه میگه : چیه ؟ با اینا جمله بسازم ؟ !
جک ،
به حاجی فرج میگن عجب مملکت خر تو خری شده ها . میگه آره بابا من تا حالا سه بار رفتم خدمت سربازی تا بحال هیچکس نفهمیده .
می گن یه روز یه پیر زن سابوناتی می میره . بعد تو قبر ازش سوال می کنن امام اولت کیه ؟
می گه امام خمینی .میرن پیش خدا می گن این چه بنده ایه که می گه امام اولم خمینی یه ؟ خدا بهشون می گه برید ازش سوال کنید چرا این حرفو زده .پیر زن ه می گه من خیال کردم شما از طرف کمیته امام خمینی اومدین
دوستان اینا همش برا این بود که اقل کم یه ساعت از عمر تون رو از دغدغه
های زندگی فارغ بشید و گل لبخند بر لبانتون جاری بشه
خدای نکرده قصد جسارت و توهین به هیچ دین ، ملیت ، گروه و نژادی رو
نداشتیم .
البته اینا همشون در واقع واقعیات زندگی ا ند و از هر کدوم شون با تفکر یه
درس میشه گرفت و واقعیات جدیدی را درک کرد .
با آرزوی لحظاتی شاد و روح افزا برای شما
|
|